دارالثقلین
(بسم الله الرحمن الرحیم) تو را با نام آهو می شناسند / رضای حضرت هو می شناسند/ تمام رعیت ملک عظیمت / به نام شاه خوشرو می شناسند /میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر شما محبـان اهل بیت عصمت و طهارت(سلام الله علیهم اجمعین) مبارکباد.(اللهم عجل لولیک الفرج)
نويسندگان

 

ایام اللّه: روزهاى بزرگ تاریخى، هنگام پیدایش‌رحمتها یا نقمتهاى ویژه

ایام جمع یوم، به معناى روز است[1] و براى بزرگداشت حوادثى که در روزهایى خاص رخ داده، اعم از نعمتها و بلاها ظرف ظهور آنها به خدا نسبت داده‌مى‌شود.[2] یوم در «ایام‌اللّه» با یوم ربوبى که با‌1000 سال برابر‌است (حجّ/22،47؛ سجده/32،5) و نیز با روزى که برابر با 50000 سال است (معارج/70،4) فرق‌دارد.
این واژه ترکیبى تنها دوبار در قرآن کریم به صراحت آمده است: 1. خداوند پس از آنکه یکى از وظایف حضرت موسى(علیه السلام) را خارج ساختن قوم خود از تاریکى به روشنایى مى‌شناساند به یکى دیگر از مأموریتهاى مهم آن حضرت، یعنى یادآورى روزهاى خدا (ایام اللّه) به قوم خود اشاره کرده است: «...‌و ذَکِّرهُم بِاَیـّـمِ اللّهِ اِنَّ فى ذلِکَ لاَیـت لِکُلِّ صَبّار‌شَکور» . (ابراهیم/14،5)
2. پروردگار در خطابى به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به روش برخورد مؤمنان با کافران اشاره کرده و از آنها مى‌خواهد از کسانى که روزهاى سخت و ناگوار خدا (ایام اللّه) را باور ندارند درگذرند تا خداوند خود سزاى کردار بد ایشان را بدهد: «قُل لِلَّذینَ ءامَنوا یَغفِروا لِلَّذینَ لا یَرجونَ اَیّامَ اللّهِ لِیَجزِىَ قَومـًا‌بِما کانوا‌یَکسِبون» . (جاثیه/45،14)
شاید بتوان گفت آیاتى که به نحوى در مورد عذاب الهى و نابودى پیشینیان است مربوط به موضوع باشد، همان‌گونه که برخى از مفسران ایام موجود در آیه 102 یونس/10 را همانند ایام‌اللّه در آیه 5 ابراهیم/14 دانسته‌اند.[3]
در آیه مذکور خداوند با لحنى تهدیدآمیز به انتظار سرنوشتى همانند طغیانگران پیشین براى گروه بى‌ایمان اشاره مى‌کند: «فَهَل یَنتَظِرونَ اِلاّ مِثلَ اَیّامِ الَّذینَ خَلَوا مِن قَبلِهِم...» .

تبیین ایام‌اللّه:

گرچه برخى، ایام الله را یوم ربوبى دانسته‌اند[4]؛ ولى مفسران ذیل آیه 5 ابراهیم/14، سه نظریه را مطرح کردند: 1. مراد از ایام‌اللّه نعمتهاى الهى است؛ یعنى حوادث و وقایع مهمى از نعمتهاى الهى که براى پیامبران و امتهاى پیشین اتفاق افتاده است؛ مانند: رهایى قوم موسى(علیه السلام)از آل‌فرعون[5]، فرستادن منّ (گز‌انگبین) و سَلْوى (بلدرچین) براى آنها و سایه‌افکندن ابر بر ایشان[6]، بیرون آمدن قوم نوح از کشتى و برخوردارى آنان از سلام و برکات و رهایى حضرت ابراهیم از آتش.[7]
2. مقصود از ایام‌اللّه نقمتهاى الهى است؛ یعنى حوادث و وقایع مهمى از عذابهاى الهى که براى امتهاى پیشین رخ داده است[8]؛ مانند عذابى که بر قوم عاد، ثمود[9]، نوح[10] و نظایر آنها فرود آمد.
3. ایام‌اللّه اشاره به هر دو است، با این تعابیر: الف.‌مراد از ایام اللّه سنن الهى و افعال او در حق بندگان است؛ خواه انعام باشد یا انتقام.[11] ب.‌ترساندن از عذابهایى که بر سر اقوام گذشته آمده است، و یادآورى عفو الهى در مورد‌دیگران.[12] ج.‌ظهور سلطنت الهى؛ خواه با قهر و غلبه، مانند روز مرگ و روز قیامت و روز عذاب، یا با ظهور رحمت و نعمت که در دیگر ایام به آن روشنى نبوده است.[13]
برخى از مفسران نیز منافاتى بین این تفاسیر نمى‌بینند، زیرا نعمت بر مؤمن در حکم نقمتِ بر کافر است وایام مذکور براى قومى‌نعمت و براى قومى دیگر نقمت است.[14]
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره سخن خدا: «وذَکِّرهُم بِاَیـّـمِ اللّهِ...» فرمود: مراد از روزهاى خداوند، نعمتها، بلاها و عذابهاى خداوند‌است.[15]
در روایات، مصادیقى براى ایام اللّه ذکر شده‌است؛ در حدیثى از امام باقر(علیه السلام)نقل شده که ایام‌اللّه سه روز است: روز قیام قائم(عج)، روز رجعت و روز قیامت[16] و از قول على‌بن‌ابراهیم به‌جاى روز رجعت روز مرگ آمده‌است.[17]
هدف از یادآورى روزهاى سرنوشت سازانبیاى پیشین و چگونگى نجات مؤمنان و نابودى کافران، پندگیرى[18] و هوشیارى ملتهاست و با الهام از همین پیام آسمانى است که خاطره روزهاى بزرگ تاریخ اسلام جاودانه شده است.[19]

منابع

الامالى، طوسى؛ التبیان فى تفسیر القرآن؛ تفسیر الصافى؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر؛ تفسیر القمى؛ التفسیر الکبیر؛ التفسیر المنیر فى العقیدة و‌الشریعة والمنهج؛ تفسیر نمونه؛ جامع البیان عن تأویل آى القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبى؛ شرح المنظومة السبزوارى؛ کتاب الخصال؛ لسان العرب؛ مجمع‌البیان فى تفسیرالقرآن؛ معانى‌القرآن، فراء؛ المیزان فى تفسیر القرآن؛ نثر طوبى؛ النکت و‌العیون، ماوردى.
محمد اکبرى کارمزدى



[1]. لسان‌العرب، ج‌15، ص‌466، «یوم».


[2]. نثر طوبى، ج‌2، ص‌604‌.
[3]. تفسیر قرطبى، ج‌8‌، ص‌247؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌2، ص‌449.
[4]. شرح المنظومه، ج‌2، ص‌292.
[5]. جامع‌البیان، مج‌8‌، ج‌13، ص‌239؛ التبیان، ج‌6‌، ص‌274.
[6]. جامع‌البیان، مج‌8‌، ج‌13، ص‌240؛ التفسیر الکبیر، ج‌19، ص‌84‌.
[7]. نثر طوبى، ج‌2، ص‌604‌.
[8]. تفسیر ماوردى، ج‌3، ص‌122؛ التبیان، ج‌6‌، ص‌274.
[9]. جامع‌البیان، مج‌8‌، ج‌13، ص‌239؛ التبیان، ج‌6‌، ص‌274.
[10]. جامع‌البیان، مج‌7، ج‌11، ص‌227؛ مجمع‌البیان، ج‌5‌، ص‌209.
[11]. مجمع‌البیان، ج‌6‌، ص‌467.
[12]. معانى القرآن، ج‌2، ص‌68.
[13]. نثر طوبى، ج‌2، ص‌604‌؛ المیزان، ج‌12، ص‌18.
[14]. الصافى، ج‌3، ص‌80‌.
[15]. الامالى، ص‌491.
[16]. الخصال، ج‌1، ص‌108.
[17]. تفسیر قمى، ج‌1، ص‌397.
[18]. المنیر، ج‌13، ص‌209، 212.
[19]. نمونه، ج‌10، ص‌275‌ـ‌276.

 نویسنده : محمد اکبرى کارمزدى

(دائره المعارف قرآن کریم (جلد 5) - مرکز فرهنگ و معارف قرآن)
 
[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب

بک لينک